قصه پرنسسی با یک چشم خاموش
با شنیدن کشیده شدن چرخ قطار روی ریل، از من میپرسد «تو چشمت خاموشه یا روشن»، یکه میخورم، نمیدانم این پرنسس کوچک، هیچوقت جهان را آنطور که باید دیده است؟ چشمان من روشن است یا خاموش؟ من همیشه دیدهام، همهچیز را، اما چشمانم چقدر روشن بوده است؟ من و مهرسا، با خیال راحت روی صندلی